و باز هم رادوین در سفر بود
سلام
پسر عزیزم ! از اینکه این بار خیلی دیرتر از قبل دارم وبلاگت رو آپ میکنم ، معذرت میخوام.
اما به جای اون همه تأخیر کلی عکس از سفر و خبر خوب در این پست قراره برات بذارم.
اول اینکه ما سفرمون حدود یک ماه طول کشید. من و شما دو هفته زودتر رفتیم و بعد هم بابا اومدن و باهم برگشتیم. مسیر سفر مون هم از کیش به تهران ، مازندران، گیلان ، تهران و سرانجام بازگشت به کیش زیبای خودمون بود . عکسهات رو هم برات در انتها میذارم .
و اما خبر خوب!!!
این روزها بهترین خبر برای ما این بود که تو ، عشق ما دیگه میتونی حرف بزنی و تقریبا اکثر کلمات رو بگی. هرچند یه کمی دیر شروع به حرف زدن کردی. اما پیشرفت خییییییلی خوبی داشتی و این بسسسسیار بسسسسسسسیار برای همه ما جای خوشحالی داره. و نگرانیهای ما رو در این زمینه برطرف کرد.
هرچند همه کلمات رو میتونی تکرار کنی ،اما اولین کلماتی که گفتی اینهاست:
دَه دَه= به به
تیس= به ماشین های بزرگ، چون موقع ترمز کردن صدای تیس ازشون شنیده میشه.
آیی =ماهی
سی= سیب
دادین = رادوین
ایا = بیا
آشین= ماشین
دایی
انگورررر= انگور
شی= شیر
آلو
خیار
بابا
آه= آب
جیک جیک = به همه پرنده ها و حشرات
نَنَنُم= ترنم ، دوست رادوین
جی جیر= انجیر و...
و جالب اینه که به هرکی که میرسی و یا جایی وارد میشی ،سلام میکنی و میگی : سَسَ
اینم بگم که تا سیزده هم می تونی بشماری.
و اما عکسهای سفر:
جای همیشگی رادوین در سالن ترانزیت
فدااات بشم. چون مستقیم از مهد آوردمت فرودگاه ،خیلی زود تو پرواز خوابت برد

شهر بازی بابل


رادوین و امیر طه ( پسر خاله) با این ماشین بی در و پیکر، آقا دزده رو دستگیر کردن

ارتفاعات بسیار زیبا و مه آلود جنگسرا (گیلان)

خربزه خوردن که اخم کردن نداره !!!

چرا با تعجب نگاهش میکنی؟! همین الان خوردیش

منجیل ، رادوین با دیدن پرنده در حال گفتن جیک جیک


منجیل

رادوین و عرشیا (پسر عمه )



و باز هم رادوین در سفر بود
